اول دی

گرسنگی نقطه ی اتصال آدمی است به بودن.این که بدانی هستی.من گرسنه ام پس هستم.اماحسی نداری این که بلند شوی و بروی چیزی بخوری.این روزها از غذا کلافه ای.خیلی.آزار دهنده است این قسمت موجود بودن.همه اش تقصیر این لثه ها ودندان هاست.انگار برگشته ای به آن روزهای فراموش.که لابد کسی برایت لقمه می گرفته و می خوردی اش.آن بهشت پریشانی پاک پیش از تناسب.این روزها فقط باید خاموش شوی.انگار کوهی از برف روی شانه هایت نشسته است و نای تکاندن خود را نداری که فرو بریزد این برف ها.انگار زمستان درهمین حضور یک روزه اش هم سنگین نشسته است.

/ 0 نظر / 9 بازدید