تو

می گویی هیچ چیز دیگر فرقی ندارد.همه ی آدم ها برایت یکسانند،ازاطرافیانت خسته ای ومستاصل.هوشیاری ات نمی گذاردکه تن بدهی به روابط مسخره ی قراردادی ما.هنوز آنقدر جوان وآنقدر زنده ای که شادابی وجودت زندان ما را نمی پذیرد.کاش جسارت آن را داشتم که بگویمت رها کن خود را!تو تنهایی و من نگران!

/ 0 نظر / 7 بازدید