هیچ

از صبح که بالاخره چیزی بیدارت می کند کلمات مثل وسایل به هم ریخته ی همیشگی

یه اتاق تو دلت تو چشات میون دستات حتی! هست!!حضور دایمی  کسی یا چیزی که

فراموش است چیزی شبیه خودت...

روز را سرمی کنی حکایت همون آجرا که یکی می گفت اگه دقت کنی وخوب یکی یکی

برشون داری همه چیز روبراهه وگرنه که هیچ...روز که به آخر می رسه وقتی پلکا وظیفه

شناسانه می خوان بیان روهم  همه ی اون وسایل به هم ریخته ی همیشگی-سالم یا

خراب مفید یا به درد نخور-دوباره پیداشون میشه...

(یکی می گفت نوشتن موجب نمی شه کسی که دوستش دارم منو دوست داشته

باشه هیچ کس برای دیگری نمی نویسه نوشتن دقیقاهمان عرصه ای است که تو

آنجانیستی)

 

 

 

/ 2 نظر / 7 بازدید
dragonfly

هيچ عنوان خيلي خوبيه و خودت که فراموش شدي حتي زمانيکه هميشه حضور داري شايد مشکل واقعي همين حضور دائميه حضور دائمي آدمو از ياد خودش هم مي بره اما خوب کاريش نميشه کرد لطفا به حضور دائميت ادامه بده...

dragonfly

بگير دست خودت را که باز گم نشوي در اين شلوغي دلگير لابه لاي خودت