نه...

از خودم در لباس های دیگر بدم می آید.از خودم در بازی دیگران بدم می آید.انگار رودست خورده باشم.انگار خنده های بلندی را می شنوم که می گویند دیدی تو هم مثل ما هستی.شاید هم باشم.یقینا هستم.اما بی اعتنایی خود را دوست دارم.بی اعتنایی من به دنیای دیگران.سکوتم.نگاه کردنم.ندیدنم.که دیگران نیز آن را حقیر می دانند.می دانم.مرا حقیر یا نهایتا عجیب می دانند.ومن این را همیشه دوست داشته ام.وحالا احساس می کنم رودست خورده ام.به خودم رودست زده ام.از خود ابن گونه ام، از خود فریب خورده ام بدم می آید.

/ 0 نظر / 30 بازدید