بدیهی است...

آدمی یک وقت هایی اصلن هیچ چیز نیست.هیچ چیز.ودقیقا درهمان وقت ها تنها یک چیز هست.ناچاراست آن یک چیز باشد.آن باشد دقیقا وقتی هیچ است.انگار آن چسبیده به پوستش، به جانش ، به تنش ، که نمی تواند آن نباشد.انگار همه یاهیچ بودنش ربطی به آن ندارد.به آن بودنش .نه حتا تلاشی می کند که جداشود.نه باید ونه می تواند.این آن بودن ربطی به بود و نبودش ندارد.ربطی به هیچ یا همه اش ندارد.هست.سخت است...

/ 0 نظر / 31 بازدید