نهیب

صفحه ی بزرگ خوبی اش این است که بزرگ است! حتی اگر چیز زیادی برای گفتن نداشته باشی باز هم انگار کسی هلت می دهد به نوشتن.تنها کاری که خیال می کنی می توانی ! در خانه هستم و لابد کارهایی که باید تاظهر انجام دهم. اما کمی می نویسم.شاید مثلا روزنوشت.همان الکی اش ! وقتی می نویسی ناگهان ، بی آن که جمله ای در ذهن داشته باشی ، یا همه ی جمله هایی که می خواستی انگار ناگهان پریده و محوشده اند، خوب می فهمی که هیچ کاری نکرده ای. نه خوانده ای. نه دیده ای و نه حتی شنیده ای. انگار زندگی سنگین شده است و نشسته روبرویت و زل زده به تو که خب  بعدش ؟ که خب حالا چه می کنی ؟ غیر از غذا و جارو و جمع و تفریق های هر روزه...انگار خالی یا پُرُِپر هستی.از هیچ یا همه چیز.... هراس یا بی خیالی.یا هرچیز.حس خوبی نیست.

/ 0 نظر / 8 بازدید