یونا

 

سکوت دنیای خواب ها.آواز پرنده ای از انتهای جتگل .مرغ حق است انگار.شهر دورتر است و دریا درحاشیه اش لمیده برتن ساحل.روزهای طولانی و شب های خنک.و زنجره ها بی دریغ می خوانند.

+ ; ٥:٠٠ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٦/٤/٢٦
comment نظرات ()