یونا

خدا...

می خوام فقط داد بزنم به جای تو ،به جای خودم، که این همه پریشان نباشی

که نازک تر از گل باشند همنشینانت،ک تو صدات این همه گریه وگلایه نباشه ومن

این همه احساس درماندگی نکنم ...نسخه ی دنیا رو هر کی پیچیده امروز باهاش قهرم!

امروز برای آشتی باهاش ازش می خوام چشم ببنده روبه دنیایی که برای تو سخت و

سنگین شده...امروز باهاش قهرم تا نگه چرا ...؟باید چشم ببنده رو به اونایی که سختن

وسنگ تا من بتونم به تو بگم که اون هست واین هم دلیل بودنش...اگه می خواد

باورش کنیم باید خودش فقط خودش تلاشش رو بکنه برای تو...باید بدونه که تو حیفی

برای همه شون... 

 

 

+ ; ۱٢:٠٦ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۳/٢٩
comment نظرات ()