یونا

واژه

با واژه صدایش کردم، با واژه اورا دوست دارم، با واژه دست هایش را گرفتم و تا همه ی

کوچه ها وخیابان ها رفتم. واژه در من بود وقتی نگاهش می کردم، واژه مرا نوشت، اورا

نوشت، وقتی همه گرم زندگی بودند. واژه ساعت های متوالی مرا، درکنارش راه رفت،

حرف زد ،خندید،سکوت کرد،عاشق شد...واژه رهایمان نکرد وقتی کسی نبود!

 

+ ; ۱۱:۳۱ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/۳/٢۳
comment نظرات ()