یونا

 

وقتی که دیگران این همه به من امیدوارند ،دچار یاس وسرخوردگی میشم

باور کن خیلی سعی می کنم این تصویر نادرست رو از ذهنشون پاک کنم

اما چرا باور نمی کنند؟من ؟یه آدم دیوونه ی معمولی معمولی!که تمام لحظه هاش

به خصوص این روزا،سیم آخره، چرا باید در بقیه تصورات غلط ایجاد کنه؟شاید چون

می خندم زیاد؟وراحت اشک می ریزم زیاد؟(راستی تو به من یه شب سنگ پراز گریه

بدهکاری !برو فکرات رو بکن چه جوری می تونی پسش بدی جوری که یه قطره اشکم از

چشات نیاد؟)خب دیوونه یعنی همین !پس چرا باور نمی کنند این شکل صمیمی

صادقانه ی مرا؟(وای دلم تنگ شد چرا صدام نمی کنی؟)

+ ; ٧:۳٦ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۳/۱۸
comment نظرات ()