یونا

شعر

این دست ها

چه بی حاصلند

اگردردست های تو نمی رویند

وچشم ها چه باطل همه جا را می گردند

تا بی گاه وناگاه تورا

بخواهند

این لبخندها تمامشان حرام می شوند

تا سرانجام بر چشم های تو آرام گیرند

امروز ناگهان می دانم...می دانی ام

این نگاه تا قیامت؟

تا اغواگری هایی که هیچ؟

تا چشمی غریب بوسه هایم؟

باور نمی کنم

بگذار تاقیامت

تابوسه تا اغواگری هایت

تا...

89/1/28

 

+ ; ۱۱:٤٩ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٩/٤/٢٤
comment نظرات ()