یونا

 

آه است .ننوشتن است.باران است.آدم های خیابان است.نخواندن است.خلوت ویک استکان چای است.خشم است.حوصله است.روز است.شب است.کار است.قرار است. راه است.خواب است.سکوت است.عکس است.درخت است.دست است.خیس است.کاغذ است.حسرت است.تمام است.من است.

+ ; ٧:۳٢ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۳/۱۱/٢٧
comment نظرات ()

هیچ کسم نیست...

همین.

+ ; ۱۱:٢٠ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۳/۱۱/٢٦
comment نظرات ()

 

چقدرخوب است که بدانی یک جای دیگر این دنیا روزگار بهتر است.شاید ته ته همان جنگل هایی که دور دور است و سنجابی دارد برای خودش می چرخد.وآتشی روشن است.چقدر خوب است که ببینی آه چه خوب است که  تواین مبل را این جا گذاشته ای برای تسلای خاطر من که خسته ام.چقدر خوب خوب خوب است که دلت بگوید شاید تو همان کوهنوردی هستی که همین الان دارد چادرش را در غریب ترین جای این عالم برپا می کند.چقدرخوب است که بدانی فردا جمعه است باوجود همه شنبه ها و روزهای دیگر. می خواهم همین جای این ها بمانم.

#می خواهم (یک سرخپوست درآستارا) ی نجدی رابخوانم.هزارمین بارم بشوتد

+ ; ٥:۱٢ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۳/۱۱/۱٦
comment نظرات ()

...لیکن من نمی دانم

در خواب هایم رودخانه هایی خروشان وپر آب تکرار می شوند.دشت هایی بسیار سرسبز.جنگل هایی بکر. روستاهایی دورافتاده.باران هایی سیل آسا.موج هایی که ناگهان از رودخانه ها برمی خیزند و می بلعند همه چیز را. وناگهان بر می خیزم.آنقدر تکرار می شوند این خواب ها که در خواب به خود می گویم باز همان جاست. باز ادامه ی همان لحظه ها.انگار در دنیاهایی بزرگ سرگردان می شوم. دنیاهایی بسیار پررنگ..شدید.هول برانگیز. بی پایان.خانه های قدیمی رادر خواب می بینم. خانه هایی رو به ویرانی.یا ویران شده. خواب هایی از حسرت و ترس.آدم های خواب هایم - آشنا ونا آشنا- درستیزند باهم . با من .با همه...شب ها تکه تکه اند ازین خواب ها. شب هایم...

+ ; ۳:۱٧ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۳/۱۱/۱٦
comment نظرات ()

بی عنوان

دراین تاریکی ماندن خوب است.دیوارها هنوز رنگ نگرفته اند.عبور ماشین ها ازخیابان به آهستگی.برخاستن وازنو روز را دیدن.چند هزاره ی دیگر؟ می خواهم این دقایق باشد.شبیه همین دقایق باشد.آن آرامش ناگهان.

+ ; ٦:۱۸ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۳/۱۱/۱٦
comment نظرات ()

 

خرگوش بودن خوب است.نگاه کردن به امواج سنگین خوب است.دراز کشیدن واز پاهای خویش عکس گرفتن هم خوب است.خندیدن خوب است.درحیاط بزرگ یک قصر قدیمی راه رفتن یا حتی دویدن خوب است.شب ها خواب خوب است.رسیدن یا نرسیدن به صبح خوب است.دلتنگ مثنوی بودن هم خوب است.بازی کردن هم...فکر می کنم هزاران چیز خوب است .

+ ; ٩:٥۸ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۳/۱۱/۱٥
comment نظرات ()