یونا

 

امروز سی ام خرداد نود...

مثل همان پیام های خالی که برایت می فرستم تا خودت هرجوری خواستی بنویسی

یا بخوانی

 

 

 

 

 

 

 

امروز را هم رها می کنم...

+ ; ۱٢:٤٠ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۳/۳٠
comment نظرات ()

لطف

با تنهایی به روزم

صدای مرا  نکند نادیده بگیری

وبه سرکشی تنهایی نیایی

بی دقیقه ای از آن لطف

که به هیچ کس گوش نمی کند

واز عطر بناگوش ات بالا می گیرد

(نصرت الله مسعودی)

+ ; ۱٢:۳٥ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۳/۳٠
comment نظرات ()

 

امروز از شعر بر می خیزم از شوق به یادم بودن ها  از شوق این که امروز شاید  فقط از

این نظر با روزای دیگه فرق داشته باشه که به کیا گفتم امروز رو یا نگفته ام ومی خوام

معجزه بشه واونا خودشون بدونن!!(مزخرف شد نه؟!)

بذار مثل آدم بنویسم:امروز تو این شناسنامه تولدمه!ومن  خودم هیچ وقت جدیش

نگرفتم !(پس چرا از بقیه توقع دارم؟!)این تنها روزیه که به نام من ثبت شده والبته

اشتباه !!من میون فروردین و خرداد و روزی از روزای پاییز بلاتکلیف متولد شده ام  !

به همین سادگی!!(راستی تو می دونی؟پس چرا چیزی نگفتی؟!!)

+ ; ۱٢:٢٠ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۳/۳٠
comment نظرات ()

سکوت

دارم فکر می کنم به سکوتامون که تو حرف خودت رو می زنی ومن حرف خودمو

همه چی خوب وآرومه وگاهی لبخندی هم به هم می زنیم یعنی نهایت آرامش...

+ ; ٧:۳٩ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۳/٢٩
comment نظرات ()

خدا...

می خوام فقط داد بزنم به جای تو ،به جای خودم، که این همه پریشان نباشی

که نازک تر از گل باشند همنشینانت،ک تو صدات این همه گریه وگلایه نباشه ومن

این همه احساس درماندگی نکنم ...نسخه ی دنیا رو هر کی پیچیده امروز باهاش قهرم!

امروز برای آشتی باهاش ازش می خوام چشم ببنده روبه دنیایی که برای تو سخت و

سنگین شده...امروز باهاش قهرم تا نگه چرا ...؟باید چشم ببنده رو به اونایی که سختن

وسنگ تا من بتونم به تو بگم که اون هست واین هم دلیل بودنش...اگه می خواد

باورش کنیم باید خودش فقط خودش تلاشش رو بکنه برای تو...باید بدونه که تو حیفی

برای همه شون... 

 

 

+ ; ۱٢:٠٦ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۳/٢٩
comment نظرات ()

می نویسم

یکی گفت تو دفترات چیزای خوبی داشتی چرا اونارو نمیاری تو وبلاگت؟ومن تنها حسم

این بود :این چیزا چیه الان می نویسی؟!!

یا:قبلا بهتر می نوشتی!(که البته فکر کنم بدم نگفته!)

اما سخت تر از همه این حس بود برام :دیگران می خونن تو رو پس باید چیزایی رو بذاری

تو وبلاگت که خوب باشه ،به روز باشه،بقیه بپسندن،سبک داشته باشه ،مهم باشه ،

مفید باشه و...

این خیلی حس بد و تلخی بود...

این روزا من دارم فقط برای یکی می نویسم وخیال می کنم هرجا هم که می نویسم

باید برای اون باشه و شاید یکی از همین روزای خدا اینارو هم بخونه(خیلی بد گفتم؟!)

دارم دنبال می کنم این حس رو ...

+ ; ۱٠:٤٤ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۳/٢٧
comment نظرات ()

واژه

با واژه صدایش کردم، با واژه اورا دوست دارم، با واژه دست هایش را گرفتم و تا همه ی

کوچه ها وخیابان ها رفتم. واژه در من بود وقتی نگاهش می کردم، واژه مرا نوشت، اورا

نوشت، وقتی همه گرم زندگی بودند. واژه ساعت های متوالی مرا، درکنارش راه رفت،

حرف زد ،خندید،سکوت کرد،عاشق شد...واژه رهایمان نکرد وقتی کسی نبود!

 

+ ; ۱۱:۳۱ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/۳/٢۳
comment نظرات ()

اسم

اسم تو؟همین لحظه ها که پریشانم

اسم تو؟ من که فقط تورا می دانم!

اسم تو؟همین نرو! یک لحظه بمان!

تمام این ها اسم توست، نام دیگر تو...

+ ; ۸:٠۱ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۳/۱۸
comment نظرات ()

 

مشاهده یادداشت خصوصی

+ ; ٧:٤٧ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۳/۱۸
comment نظرات ()

 

وقتی که دیگران این همه به من امیدوارند ،دچار یاس وسرخوردگی میشم

باور کن خیلی سعی می کنم این تصویر نادرست رو از ذهنشون پاک کنم

اما چرا باور نمی کنند؟من ؟یه آدم دیوونه ی معمولی معمولی!که تمام لحظه هاش

به خصوص این روزا،سیم آخره، چرا باید در بقیه تصورات غلط ایجاد کنه؟شاید چون

می خندم زیاد؟وراحت اشک می ریزم زیاد؟(راستی تو به من یه شب سنگ پراز گریه

بدهکاری !برو فکرات رو بکن چه جوری می تونی پسش بدی جوری که یه قطره اشکم از

چشات نیاد؟)خب دیوونه یعنی همین !پس چرا باور نمی کنند این شکل صمیمی

صادقانه ی مرا؟(وای دلم تنگ شد چرا صدام نمی کنی؟)

+ ; ٧:۳٦ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۳/۱۸
comment نظرات ()

 

این روزا خیلی می نویسم خیلی جاها ،آشکار و پنهان روی کاغذ ،یادر فضای مجازی ،

راستی چرا پنهان؟(وتوگفتی آشکارم کن،ومن گفتم می ترسم از روزگار می ترسم)

می نویسم آنقدر که واژه ها شرمنده ام می شوند اما اینجا کمتر ،که اینجا شاید یک

جورایی تو چشمم!(الان اگه این جمله رو می دیدی حرصت در میومد مگه نه؟)اما

می نویسم اینجا هم وآشکار نه پنهان!برای کسی می گفتم برای دیوونگی هایم دعا

کند !رفت وجوابی نداد!اینجا هم دیوانه می نویسم اگر تو بخوانی اش،وچه غم اگر کسی

نپسندد!می نویسم تا واژه ها رهایم کنند تا تو رهایم کنی!

+ ; ٧:٢٠ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۳/۱۸
comment نظرات ()